گروه: اخبار استان خبر: 164077 / تاریخ انتشار : 1399/7/9 ساعت : 10:23
برگی از تاریخ دفاع مقدس:

ناگفته های جنگ به روایت رزمنده گچسارانی/شهادت همکلاسی ها در قطعه ای از بهشت+تصاویر

رزمنده دفاع مقدس گفت: هر کجا خطی یا جبهه ای تحویل بچه های استان و گچساران می دادند با رشادت ها و ایثارگری های فراوان استحکام می یافت و دشمن در آن جبهه نه تنها تحرک و نفوذی نمی توانست داشته باشد بلکه خواب و آرامش را از بعثی ها گرفته بودند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس،دوران هشت ساله دفاع مقدس نمودار مجموعه‌ای از برجسته‌ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای کشورمان و جان‌فشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است،در این دوران جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشت با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه‏ بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند.

پس هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران ‏ها بداند،بنابراین به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس گفت و گویی با "اسکندر سیناء" از کارکنان شرکت بهره برداری نفت و گازگچساران داشتیم که آن را در ادامه می خوانید.

*در ابتدا خود را برای ما معرفی کنید و اینکه در چه سالی وارد جبهه شدید و چه مدت حضور داشتید؟

بسمه الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَٰذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ

‎ابتدا هفته دفاع مقدس را خدمت ملت ولایت مدار وشهید پرور ، خصوصا رزمندگان ، خانوادهای  معظم شهداء ، جانبازان و آزادگان سرافراز دوران دفاع مقدس درسراسر میهن اسلامی تبریک وگرامی می داریم یاد و خاطره شهیدان را.‎بنده اسکندر سیناء هستم وخداوند توفیق داد در سه نوبت به مدت 6 ماه در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور داشته باشم.

‎*اولین اعزام شما از کدام منطقه بود و از چه طریقی اعزام شدید؟

‎بنده در اولین اعزام بسیجیان گچساران ثبت نام کردم ،اما به علت شرایط جسمی از اعزام محروم ماندم تا اینکه در آبان 1361ازطریق بسیج سپاه گچساران به منطقه جنوب منطقه عملیاتی دشت عباس و عین خوش اعزام شدم.

‎قدری از حال و هوای آن دوران، همرزمان، دوستان و… بفرمایید؟.

‎در بدو انقلاب،سال تحصیلی 57--58سال سوم راهنمایی بودم در واقع با توجه به شور و هیجانات نوجوانی و جوانی، حقیقتا خیلی پرتحرک و باجنب وجوش بودم لذا در تشکل های خودجوش مردمی در گچساران وباشت فعالیت داشتم.

در کمیته های انقلاب اسلامی ابتدا عضو افتخاری وبعدا کادر شدم ، در آغاز جنگ عراق علیه ایران (مهر59) در دبیرستان دکتر شریعتی آن زمان (ولایت ) پایه دوم دبیرستان در رشته ریاضی سال تحصیلی را شروع کردیم با شکل گیری کمیته های انقلاب و سپاه پاسداران و جهاد سازندگی ما جمعی از دوستان در اوقات فراغت خصوصا تابستان ها بصورت افتخاری و نیمه وقت در بخش های فرهنگی و تشکل های دانش آموزی ازجمله انجمن های دانش آموزی فعالیت داشتیم.

 مقابله با گروهک ها

با شروع جنگ باجمعی از همکلاسی ها تصمیم گرفتیم کلاس های درس را تعطیل و به رزمندگان جهت دفاع ازکشور بپیوندیم اما هم خانوادها وهم شرایط تحصیل وبعضا جوی که گروهک های منحرف ازانقلاب در مدارس پیش می آوردند که نیاز به  مبارزه بی امان فرهنگی وسیاسی با آنها در مدارس بود، لذا متولیان امر آموزش به راحتی اجازه نمی دادندکه مدارس از وجود بچه های مذهبی و انقلابی خالی شود.

همکلاسی ها درجبهه

نهایتا با ترفندها و خواهش و تمنا ازخانوادها و رونق گرفتن انجمن های اسلامی و شناخت بیشتر مردم از گروهک های معاند و اولویت حضور در جبهه های جنگ بادشمن بعثی سرانجام در آبان سال 61به اتفاق جمعی از همکلاسی ها پس از یک دوره یکماهه آموزش امدادگر از طریق بسیج سپاه گچساران به منطقه جنوب اعزام شدیم.

*‎چگونه شد که به فکر جبهه رفتن افتادید؟

‎به هرصورت در کشور، انقلاب مردمی به رهبری زعیم عالی قدر امام خمینی(ره) بوجود آمده بود و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، صدام رافریب دادند تا به کشور ما حمله کند ، چون درآن زمان هنوز ارتش نتوانسته بود بطورکامل بازسازی شود و سپاه پاسداران هم نوپا بود و تجهیزات لازم وکافی هم وجود نداشت، لذا امام برای دفاع از کشور دستور بسیج عمومی دادند و ماهم برحسب وظیفه به ندای امام و رهبرمان لبیک گفتیم ودر جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور یافتیم بنابراین ‎یک وظیفه شرعی و ملی بود.

‎*عکس‌العمل خانواده از رها کردن تحصیل و رفتن به جبهه چگونه بود؟

‎در اوایل جنگ به علت شرایط سخت و شوکه شدن مردم از حمله رژیم بعث عراق به ایران معمولا خانواده ها مخالفت می کردند که دانش آموزان محل درس و تحصیل را تعطیل و به میدان جنگ بروند ولی بعد از مدتی که حضرت امام رحمت الله علیه پیام بسیج عمومی دادند با شوق و هیجانی که در جوانان پیش آمد خانواده ها هم رضایت و رغبت خود را نشان می دادند.

شور و شوق حضور در جبهه

در مرحله اول من مادرم با توجه به شرایط جسمی و نگرانی برای تحصیل مخالفت می کرد ولی بعدا که صحبت می کردم که جبهه نیاز دارد باید به دفاع از کشور بپردازیم قانع شدند ولی روز اعزام بسیار گریه می کرد و التماسم می کرد که مواظب باش از درس و تحصیل عقب نمانی.

*‎در طول دوران دفاع مقدس عنایت خدا را در کجا و چگونه دیدید؟

عنایات و کمک های خدا در دوران دفاع مقدس زیاد بود همین که رزمندگان اسلام با کمترین امکانات و تجهیزات نظامی در مقابل دشمنی که تحت حمایت نظامی، تسلیحاتی، مالی ابرقدرت های غرب و شرق و حدود ۳۷ کشور بود و مجهز به پیشرفته ترین تجهیزات و سلاح های نظامی روز دنیا بود، ایستادگی و مقاومت و حتی پیروز میدان بود، خود نیزبزرگ ترین معجزه خداوند در قرن بیستم بود.

 ادای دین

اما برای خود من اساسی ترین عنایت خداوند را این می دانم که با شرایط جسمی ( پای مصنوعی) توفیق داد که به عنوان یک رزمنده در سه نوبت سال های 61 و 62 و 65 توانستم در جبهه ها حضور یابم و دین خود را هر چند کوچک و بی مقدار به انقلاب، اسلام و میهن عزیزم اداء کنم.

‎*در کدام عملیات شرکت داشتید؟

در طول سه نوبت که در جبهه بودم توفیقی پیدا نکردم در عملیاتی شرکت داشته باشم ولی در یکی دو حمله (پاتک) دشمن در سال های ۶۱ منطقه عین خوش و ۶۲ منطقه عملیاتی تنگه ابوغریب در خط مقدم حضور داشتم که با عنایت خدا و تلاش رزمندگان اسلام در هر دو جبهه دشمن با به جای گذاشتن تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی شد.

‎*نقش رزمندگان استان و گچساران را در دفاع ‎مقدس از دیدگاه خود چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من در حدی نیستم که بخواهم نقش رزمندگان ظفرمند استان و شهرستان که حماسه های ماندگاری در عملیات های مختلف آفریده اند و شهدای زیادی تقدیم اسلام و نظام جمهوری اسلامی نمونده اند را بخواهم ارزیابی کنم.

رشادت ها درجبهه

ولی همینقدر می توان گفت که هر کجا خطی یا جبهه ای تحویل بچه های استان و شهرستان گچساران می دادند با رشادت ها و ایثارگری های فراوان استحکام می یافت و دشمن در آن جبهه نه تنها تحرکی و نفوذی نمی توانست داشته باشد بلکه خواب و آرامش را از عراقی ها گرفته بودند.

حماسه پدخندق

رزمندگان استان و خصوصا گچسارانی ها در عملیات های مختلفی از جمله عملیات ثامن الائمه در آبادان، طریق القدس در بستان، فتح المبین دشت عباس، بیت المقدس خرمشهر، والفجر در شهر هانی و فکه، خیبر در جزایر مجنون، والفجر در فاو، کربلاهای ۴ و ۵ در اروند رود و والفجر۲ در حاج عمران و ... شرکت فعال و پیروزمندانه ای داشتند،خصوصا حماسه پدخندق در دوران پایانی جنگ که به عنوان یک حماسه جاویدان و افتخاری بزرگ برای استان و شهرستان گچساران در طول تاریخ ماندگار خواهد ماند.

‎*تصویری فراموش نشدنی از جبهه را برای ما بیان کنید؟.

جبهه آن زمان برای رزمندگان به فرموده حضرت امام رحمت الله علیه نقش دانشگاه انسان سازی را داشت. حضور در این دانشگاه بسیار سازنده و درس آموز بود و هر کسی در آن شرایط و محیط قرار می گرفت بجز خدا به چیز دیگری فکر نمی کرد. در بین رزمندگان هم تعاون، همدلی ، اتحاد، نظم، اخلاص، ایثار، از خودگذشتگی، محبت و مهربانی، دعا، نماز و عبادات بود و می توان گفت یک قطعه ای از بهشت بود.

قطعه ای از بهشت

در شب های فراموش نشدنی عملیات ها، گذر از نقطه رهایی، یک تولد دوباره بود. همه تعلقات دنیوی و دست و پاگیر را پشت خاکریز ها جا می گذاشتند و مثل یک کبوتر سبکبال و آزاد از قفس به اوج آسمان ها می‌رفتند، مثل یک قایق دل به دریای طوفانی می زدند. جایی که دست آدم ها به هیچ جا جز خدا بند و گرم نبود. رها شدن از همه قید و بندها و منیت های دنیوی، فقط کاری بدنی و جسمی نبود بلکه یک هجرت روحی و معنوی هم بود.

تولد یک زندگی

دیدن روشنایی صبح عملیات مثل یک تولد زیبا بود، دیدن نور خورشید پس از یک شب سخت، انفجار گلوله، گاه باران و گاه سرما و زخم و شهادت و اسارت، نه تنها تولد آدم های بازمانده از قافله بود بلکه تولید یک حیات هم بود.

رود همیشه جاری

گذشتن از میان باران افقی تیر و گلوله و جان به در بردن از میان باران های عمودی خمپاره و توپ نزدیکی و درهمی مرگ و زندگی را حکایت می کرد. در این میان آنچه جاودانگی و همیشگی است زندگی و تلاش در راه خدا و برای خداست که مقدس است. جنگ، اگرچه طولانی شد اما مثل رگبار بهاری، مثل رودی همیشه جاری است.

جلوه گاه آزمایش رزمندگان

جنگ آتشی است که جسم و روح را می سوزاند تا از میانش گل زندگی سر برآرد. جنگ، اگرچه سیاه و زشت و تلخ است، اما قهرمانانی را می سازد و زندگی را با هنرنمایی شجاعت رزم آوران و ایثارگری و عشق بازی عشاق در محضر معشوق خالق یکتا و محبوب لذت بخش و نوید صبح صادقی را می داد. جنگ جلوه گاه آزمایش رزمندگان بود جلوه گاه مردان خدا و شجاعت رزمندگان کجا غیر از میدان نبرد در دل آتش و دود و خون ظهور و بروز پیدا می کند؟!.

ایستادگی با دست خالی

اکنون که قریب ۳۲ سال از پایان جنگ با آن همه سختی، ویرانی و کشتار گذشته اما هنوز جنگ دانشگاه خودسازی و رزمندگان، آموزگاران ما و فرزندان ما هستند.در جنگ دفاع مقدس مردمان این سرزمین در برابر زور ظالم سرخم نکردند، تن به خواری ندادند، با دست خالی ایستادند و آیین و میهن خود را پاس داشتند.

‎*آیا با همرزمانتان هنوز ارتباط دارید؟ چند تن از همرزمان شهیدتان را نام ببرید؟

سرمایه اصلی من وجود رفیقان و دوستان خوبی است که در دوران انقلاب، دوران تحصیل و دفاع مقدس و حضور در نهاد های انقلابی از جمله کمیته های انقلاب اسلامی و محیط کار در جبهه تولید شرکت نفت و گاز گچساران دارم.

یاد شهیدان

بله. با اغلب شان در ارتباطم به دیدارشان می روم یابعضا آنها لطف می کنند به من سرمی زنند ومدتی است در این شرایط کرونایی تماسهای تلفنی یا ازطریق پیامک و فضای مجازی ارتباط ها برقرار است. گاهی دلم یادشهیدان می کند می روم زیارت گلزار شهدا آرام می گیرم.

دوستان مرا به بزرگی خود ببخشند ولی جهت  تبرک نام دوستان شهیدم را می برم تا شاید در قیامت شفیع من عقب مانده از قافله باشند.

۱.شهید "جعفر سجده ای" از دوران آغازین انقلاب، تحصیلات دبیرستان اغلب در فعالیت های فرهنگی و انقلابی با هم بودیم.

۲.شهید "اقبال مرادپور" دوست دوران انقلاب و تحصیل درفعالیت های مذهبی وفرهنگی کنارش بودم.

۳.شهید" چراغی" اهل روستای گناوه دوست و هم رزم.

۴.شهید "ولی گماری" دوست و همکار کمیته ای.

۵.شهید "اشکو" دوست و همکار کمیته ای.

۶.شهید "سعید چهارده چریک" دوست دوران انقلاب.

۷.شهید "احمدرضا تاجگردون" دوست دوران انقلاب و پاسداری.

۸.شهید "ابوذر دهقان" دوست و هم رزم از سپاه کازرون.

۹.شهید "فریدون قبادی" دوست دوران تحصیل و پاسداری.

۱۰.شهید "برادر زمانی" دوست و هم رزم از سپاه کازرون.

۱۱.شهید "محمدتقی عمران پور" دوست دوران انقلاب و پاسداری.

دوستان شهید دیگری دارم که شاید مجال شما اجازه ندهد که بخواهم نام ببرم امیدوارم ارسر قصیربنده بگذرند.

‎*خاطره‌ای که برای‌تان سختی و مشقت‌های دوران دفاع مقدس را تداعی می‌کند، تعریف کنید؟.

در دوران دفاع مقدس خاطره های فراوانی از آغاز جنگ و اشغال تعدادی از شهرهای جنوبی مثل خرمشهر، هویزه، بوستان، سوسنگرد در جنوب و شهرهایی در غرب کشور و مهاجرت هم وطنان از شهر و دیار خود به شهرهای دیگر کشور و بمباران هایی مستمر و مداوم شهرها، فرودگاه ها، مراکز صنعتی در بسیاری از شهرهای کشورمان، دلهره و نگرانی دلسوزان نظام و مظلومیت مردم ایران همه و همه سختی ها و مشقت های فراوانی بود که در دوران دفاع مقدس نمایان بود.

آنچه بر ما سخت گذشت

 اما فارغ از همه این مشکلات آنچه بر ما سخت گذشت زمانی بود که قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شد و بیانیه حضرت امام که اعلام نمودند پذیرش قطعنامه جام زهری است که می نوشم برای رزمندگان خیلی سخت و طاقت فرسا بود! و حماسه پدخندق برای بچه های گچساران که در این نبرد تعدادی از رزمندگان گچساران مظلومانه به اسارت دشمن درآمدند و خون همه را به جوش آورده بود ولی قطع نامه پذیرفته شده بود و کاری دیگر کارساز نبود.

‎از احساس خود در هفته دفاع مقدس بگویید؟

ما نباید تجلیل از شهداء، رزمندگان، ایثارگران، جانبازان وآزادگان را فقط به هفته دفاع مقدس محدود کنیم بلکه دفاع ما ازآن جهت مقدس نام گرفت که مجاهدانش ، پای در خاک و سربرافلاک داشتند. در آسمان مشهور ودر زمین گمنام وبی نشان بودند.بزرگترین و ارزشمندترین ذخایراین ملت بودند وهستند و زیباترین، پرافتخارترین و مهمترین بخش از تاریخ کشورمان را رقم زدند.

صیانت از تمامیت ارضی

عزت ،شرف ، استقلال ، امنیت و حراست از تمامیت ارضی ما مرهون رشادت و ایثار آنان است.پس جا دارد که یاد وخاطره همه مجاهدان در عرصه دفاع درمناسبت های مختلف وحتی شئونات زندگی ، خصوصا هفته دفاع مقدس در سراسر شهرها ،بخشها وروستاهای کشورپهناورمان گرامی داشته شود.

‎*تصویری فراموش نشدنی از جبهه را برای ما بیان کنید؟.

در دفاع مقدس مردمان این سرزمین در برابر زور ظالم سرخم نکردند، تن به خواری ندادند، با دست خالی ایستادند و آیین و میهن خود را پاس داشتند.جنگ علی الظاهر تمام شد اما خاطرات و درس آموزهای آن از یادها و خاطره ها نمی روند.

قهرمانان ملی

هرکس که در این جنگ قدمی برداشته یک رزمنده و قهرمان ملی است که برای خلق حماسه ای کوشیده است. رزمندگان هشت سال دفاع مقدس برای اسلام، میهن و لبخند گل روی امام خمینی (رحمت الله علیه) عاشقانه جان فشاندند و نامشان و یادشان جاودانه در تارک تاریخ می درخشندو خذلان و خواری ابدی برای آتش افروزان بعثی و همه  حامیان و راضیان و خاموشان در طول تاریخ خواهد ماند.

هر آن‌چه از کلمات زیر به ذهن‌تان می‌رسد ،کوتاه بفرمایید؟

امام زمان (عج):صاحب اصلی انقلاب اسلامی

رهبر معظم انقلاب:جانشین بحق امام مهدی (عج)

کربلا:نهایت مظلومیت

‎ گردان:تیپ امام حسین(ع)_گردان بهداری

شهید:شهیدجعفر سجده ای

راهیان نور:دیدارکنندگان قطعه ای ازبهشت

نسل جوان امروز:حماسه سازان عرصه علم وتولید

نسل جوان دیروز:مجاهدان فی سبیل الله

شهادت: کلید بهشت

360شهیدشهرستان گچساران:360 ستاره درخشان آسمان شهرمان

*صحبت پایانی خود را به عنوان حسن ختام بفرمایید؟.

ازاینکه جنابعالی این مصاحبه را ترتیب وفرصتی به من دادید تا بتوانم راجع به هفته دفاع مقدس مطالبی هرچند کوتاه بیان کنم تقدیر و تشکر دارم،امیدوارم به مناسبت های مختلف پای صحبت رزمندگان عزیز خصوصا بسیجیان که با کمال اخلاص وبدون چشم و داشت پای به عرصه جبهه گذاشتند.خاطره ها و مطالب اموزنده آنهاثبت و ضبط نموده و به نسل های حال و آینده انتقال دهید.

یک توصیه

ازاین فرصت استفاده کرده به عنوان یک برادر کوچک نیز توصیه ای به ملت عزیز خصوصا هم استانی ها و هم شهرستانی های گرامی دارم که شرایط فعلی کشورمان شبیه دوران دفاع مقدس ، درحال جنگ با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای زورگو و ظالم هستیم اما شیوه این جنگ با روش دوران دفاع مقدس متفاوت است .

امروز آمریکا باجنگ نرم وتحت اقدام ظالمانه تحریم وارد شده لذا ما باید ضمن شناخت از شیوه های مختلف آرایش جنگی دشمن با اتحاد، همدلی، مقاومت وتحمل دشواری ها، کمبودها و برخی ناملایمات و بی عدالت های که بعضی افراد نا آگاه وبی انصاف در درون دستگاه های اجرایی  پیش می آورندبا یادآوری شرایط دوران دفاع مقدس و سرسختی و جانفشانی نیروهادرجبهه تولید وسلامت و امنیت را یاری کنیم واز گذرگاه دشوارتاریخی بخوبی عبورکنیم.

سعادت و بالندگی

به پاس خون های برزمین ریخته شهدای دفاع مقدس ودوران انقلاب و مدافعان حرم اهل بیت (ع) و بویژه 360 شهیدشهرستان گچساران با خود عهد کنیم که برای عزت ، سعادت و بالندگی کشور، استان و شهرستان ازهیچ کوششی فروگذار ننماییم.

در پایان گرامی می دارم یاد و نام امام راحل و آرزوی سلامتی و عزت روز افزون برای مقام معظم رهبری و در این مناسبت مهم تاریخی (هفته دفاع مقدس)،بنابراین مراتب احترام ، فروتنی خویش را به آحاد ملت سرافراز ایران عزیز و یادگاران دوران دفاع مقدس ، رزمندگان، ایثارگران، آزادگان ، خانواده های معظم و معزز شهداء و جهادگران و حماسه آفرینان در جبهه تولیدوصنعت همچنین جامعه سلامت ، بهداشت ودرمان صنعت نفت وگاز صمیمانه ابراز می دارم.

در پایان از "اسکندر سیناء" رزمنده دوران دفاع مقدس که در این گفت و گو ما را یاری کردند ،تشکر می کنیم.

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.