گروه: اخبار استان خبر: 166888 / تاریخ انتشار : 1399/9/14 ساعت : 11:06
پنج شنبه ای با شهدا؛

شهدایی که در چنین روزی در خون غلطیدند+ عکس

شهیدان احمد درخشان و محمد جوجی پور دو شهید کهگیلویه و بویراحمد که در 13 آذر ماه جان خود را برای دفاع ایران اسلامی در دفاع مقدس تقدیم انقلاب کردند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس این پایگاه اطلاع رسانی در پنج شنبه هر هفته شهدای متولد شده و شهدایی که در این روز به شهادت رسیده اند را معرفی می کند.

شهید احمد درخشان و شهید محمد جوجی پور دو شهید هم استانی بودند که در 13 آذر ماه به درجه رفیع شهادت نایل آمدند که در زیر به صورت مختصری به زندگی و صیت نامه این دو شهید بزرگوار می پردازیم.

 


زندگینامه شهید پاسدار احمد درخشان در زیر آمده است؛

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید احمد درخشان فرزند محمود در سال  1343در خانواده محروم و مستضعفی در روستای چم اسپید متولد شد، و در سن 3سالگی پدرش از دنیا رفت و مادرش این یتیم را با رنج و بدبختی فراوان بزرگ کرد.

وی در سن هفت سالگی او را به مدرسه فرستادند، دوران ابتدایی را در زادگاهش و دروه راهنمایی را در نورآباد و دوگنبدان به پایان رسانید بعد از دوره راهنمایی به دلیل اینکه عشق و علاقه به اسلام و امام امت را در دل داشت.

سال 1361 در بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثبت نام و عازم جبهه شد، مدت شش ماه در جبهه بود و در عملیات والفجر 2 شرکت داشت اما چون که علاقه او نسبت به اسلام شدیدتر می شد در سپاه ثبت نام و در سال  62 به عنوان پاسدار وظیفه خدمت میکرد.

 این شهید والامقام در عملیات خیبر شرکت و بر اثر ترکش خمپاره به پایش مجروح و بعد از چند روزی بستری در  اراک به خانواده اش خبر دادند.

 وی بعد از بهبودی بخاطر دلداری مادر و خواهرانش به زادگاهش بازگشت ولی چون علاقه پیدا کرده بود نماند، در سال 1363برای اینکه مادرش خواسته بود، عقد کرد و تمام وسایل عروسی خود را آماده کرد، ولی عروسی خود را به بعد از ماموریت موکول کرد.

این شهید بزرگوار در مورخه 13 آذر 63 در جبهه اروندرود در همان ماموریتی که گفته بود به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و در روستای بیدستان و پشتکوه خان احمد بخاک سپرده شد.

 خداوند به همه ما توفیق سعادت دهد تا ادامه دهنده راه این شهیدان باشیم.

وصیت نامه شهید والامقام احمد درخشان در زیر آمده است؛

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران امام خمینى

اینجانب احمد درخشان با ایمان به خداى واحد و یکتا قدم در این راه مى گذارم و چون با یاد خدا حرکت مى کنم هیچ نگرانى ندارم.

من نتوانستم این همه خون هاى پاک ریخته شده را تحمل کنم و خود بدون حرکت بمانم،، من از جوانانى که در صحنه کربلا و حال به شهادت رسیده اند برتر نیستم .

مادرم و برادرم شما زحمتهاى بسیارى را که در راه بزرگ شدن من کشیدید هرگز فراموش نخواهم کرد و شما هم باید این هدیه خدا را بدون هیچ هراسى به خداى تعالى پس بدهید، مادرم مثل کوه باش و مثل زینب صبر و طاقت داشته باش.

برادران و خواهران عزیزم تا آخرین قطره خون خود از انقلاب پاسدارى کنید که خونهاى هزاران شهید است، برادر و خواهر مسلمان بر ما واجب است که تا آخرین نفس با کفار بجنگیم، باشد که این کارهاى ما زمینهاى باشد براى ظهور مهدى (عج).

من خدا را شکر مى کنم که سالهاى عمرم را تا فرا رسیدن یوم الله قرار داد، خدا شاهد است که من هدفى جز اسلام و قرآن نداشتم.

 







وصیت نامه شهید والامقام محمد جوجی پور در زیر آمده است؛

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت من به  شما مردم این است که به وصیت سید شهدا عمل کنید.

خیلی کارها باید انجام شود تا انسان شهید شود ولی ای کسانی که دعا می کنید ما مسلمانیم و وقتی امام دستور جهاد می دهد در گوشه ای خود را پنهان م کنید، آیا پیش خود چه فکر می کنید؟

آیا خداوند بصیر شما را نمی بیند؟ چرا این قدر دو رو  و منافق هستید، خود را فقط در ظاهر نشان می دهید.

وقتی تو به زبان گفتی من شیعه هستم، باید مرد باشی و روی حرفت بیستی وگرنه دروغ گفتی و دروغ نیز جزء گناهان کبیره است.

خانواده عزیزم نمی دانم با چه زبانی به شما وصیت کنم ، شما تاکنون چندین نفر از اقوام و نزدیکان خود همچون  محمد علی دستان، کریم نیک بیان، هاشمی و رام نژاد را تقدیم انقلاب کرده اید، بگذارید من هم به این شهیدان بپیوندم.

مگر از سرداران شهیدی هم چون محمد علی دستان و کریم نیک بیان خونم من رنگین تر است.ای مادر صبر داشته باش که خداوند با صابران است.

دوست دارم  وقتی شهید شدم افتخار کنی که هدیه ای برای اسلام داشتی، مادر شیرت را حلالم کن که دیگر تو را نمی بینم و وداع وداع آخر است.

از پدرم می خواهم که صبر و استقامت داشته باشد و همچون پدران شهدا عمل کند.

از برادران و پسر برادرانم می خواهم که راه من را ادامه دهند و برای من ناراحت نشوند. امیدوارم من را حلال کنید.

از برادران حزب اللهی روستای  شهید پرنیان می خواهم که دعای توسل و دعای کمیل بر روی مزار شهدا بخوانند، در ضمن از تمام برادران و خواهران و اهالی روستایمان خداحافظی و حلالیت می طلبم.

 


انتهای پیام/




 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.